أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
8
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
عظام ، در عقد نظام مهام آن سلسله ملكانتظام سعى تمام به جاى مىآورد و فرقهء مريد را به لوازم تربيت و مراسم مجاهدت مىپرورد و چون آن قطب فلك تقوى محيط دايرهء فوت و فنا شد ، ولد جليلش امين الدّين جبرئيل ، با جمال جميل و فعال بىتمثال و تمثيل نزيل منزل و جليس مسند بىعديلش گشت و چون مدّت مديد بر اين معنى گذشت امير جبرئيل جهت اكتساب زوائد عرفان باللّه از روى خبرت و انتباه دست ارادت در دامن مولانا الهمام كمال الدّين عربشاه زده رسوم ورع و رياضت تقديم نمود [ 10 ] و اكثر اوقات از صحبت اغيار اجتناب كرده با مردم اختلاط و تكلّم نمىفرمود و چون صيت مجاهدات امير جبرئيل علوّ مقاماتش را نزد عالميان دليل شد عمر بارقى كه از ابناء قدوة الاعالى جمال الدّين بارقى بود داعيهء آن نمود كه بارقهء انوار جمال امير جبرئيل بر چهرهء روزگار صبيّهء او تابد به آن جهت فرزند ارجمند خود دولتى نام را كه در درج پاكى و درى برج شرفناكى بود به دولت مزاوجتش مشرّف ساخت و جهت اين ازدواج با رونق و رواج ملك زمزمهء مباركباد در عرصهء فلك انداخت . علما و قضات و سادات عالى درجات را به مجلس عقد احضار كرده بر قانون شريعت مطهّرهء خير البشر و طريقهء مكرمّهء منوّرهء ائمّهء اثنا عشر آن مخدّرهء پردهء عزّت و عفاف را در حبالهء آن امير شريف الاطراف درآوردند . و اين دولتى گويا اسمى بود بامسمّا و جسمى بود چون كلام اهل ايما نام شيخ صفى الدّين از وى خارج بر اسلوب معمّا « صائمة الدّهر و قائمة اللّيل » « 1 » بودى و سىشبه و سىروزه در اقامت نماز و ادامت روزه افزودى و چون نور موفور السرور صفوى از اوج سدرهء جبرئيل به حضيض آسمان مسمّاة دولتى نازل گشت ، شب و روز برق جمال او چنان عالمافروز شد كه زبان صدق اخوان الصّفا را تكلّم به اين نظم كه : صفاى صفوت رويت بريخت آب بهار * هواى جنّت كويت ببيخت مُشك تتار لايق بود و لسان صداقتنشان [ 11 ] ارباب وفا را ترنّم به اين بيت كه : چشم داريم از آن ماه سعادتپرتو * كه جهان را بدهد روشنيى از سر نو بر تكلّمات و ترنّمات فايق مىنمود « 2 » .
--> ( 1 ) . ترجمه : « روز روزهدار و شب به نماز ايستاده » . ( 2 ) . ر ك : صفوة الصفا ، صص 6 - 75 .